شمس الدين محمد بن محمود آملي
110
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
اول آنكه اكثر طب ظنى است و ظن مقابل علم پس تعريف او بعلم خطا باشد . دويم آنكه اگر مراد باحوال جميع احوال است بايد كه هيچكس طبيب نباشد و اگر بعضى از آن همه مردم طبيب باشند . سيم آنكه غرض ازو متصور الحصول نيست چه حفظ صحت تحصيل حاصل است و استرداد آن اعادهء معدوم و اين هر دو محالند . چهارم آنكه اگر مراد بصحتى كه بطب محافظت و استرداد آن كند جميع صحتها است بسيارى از صحت آنست كه محافظت آن ممكن نيست و بسيارى آنكه اگر زايل شد استرداد آن صورت نبندد و اگر بعض است آن بعض معين است يا غير معين و بر هر دو تقدير تعريف درست نباشد . پنجم آنكه حق تعالى اگر تقدير صحت كرده است هيچ حاجت بطب نيست و اگر تقدير مرض كرده طب فايده ندهد جواب اول آنست كه لا نسلّم كه اكثر طب ظنى است چه كليات مذكور در هر دو قسم او امورى است معلومه بعضى به برهان و بعضى به حسّ و وجدان و تطرق ظن نسبت باحوال جزئى اشخاص است همچو تقدير علاج به قدر مرض و بر تقدير تسليم مراد بعلم مطلق ادراكست كه شامل ظن و يقين باشد و از دويم آنكه مراد جميع احوالست نه